جستجو
جستجوی پیشرفته
English | فارسی | Urdu | Az | العربی
صفحه اصلی > مدیریت و معاونتها > معاونت پژوهش > همایشها و نشستها 


  چاپ        ارسال به دوست

ملاک‌های اعتبار منابع تاریخی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

نشست علمی

موضوع: ملاک‌های اعتبار منابع تاریخی

سخنران: حجة الاسلام و المسلمین استاد مهدی پیشوایی

زمان: پنج‌شنبه ۱۰/ ۲/ ۱۳۹۲

مکان: مجمع آموزش عالی فقه، معاونت پژوهش

دوم ملاک‌های اعتبار منابع تاریخی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیبنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم المصطفی محمد(ص) و علی آله الطیبن و الطاهرین معصومین المنتجبین و لعنت علی اعدائهم اجمعین.

یکی از مهم‌ترین ملاک‌های اعتبار یک کتاب تاریخی، نزدیک بودن تاریخ آن کتاب تاریخی به حادثه مورد نظری است که در آن کتاب آمده است. این یک ملاک بسیار مهمی است. در تمام حوزه‌های تاریخ‌نگاری، از جمله حوزوی و دانشگاهی در سراسر دنیا هرجا که یک بحث تاریخی مطرح می‌شود، می‌روند سراغ منابع قدیمی که به آن حادثه از نظر تاریخی نزدیک است و به منابع قدیمی استناد می‌کنند. پس یک ملاک اعتباری کتابی تاریخ، نزدیکی آن مورخ و نزدیکی تألیف آن کتاب به حادثه مورد نظر است که در آن کتاب آمده است؛ زیرا تاریخ اثر هر چه به حادثه نزدیک‌تر باشد، واسطه کمتری وجود دارد و تعداد راوی کمتر می‌شود. در نقل و گزارش یک حادثه در درجه‌ی اول، مشاهده معتبر است که انسان خود شاهد واقعه باشد یا مورخ خود حادثه را دیده باشد. بی‌شک هرچه رابطه و تعداد راوی کمتر باشد، احتمال دخل و تصرف و تحریف رویدادها نیز کمتر می‌شود. بدین ترتیب، احتمال خطا نیز کاهش می‌یابد. برای نمونه، کسانی که خود در حوادث مربوط به انقلاب اسلامی حضور داشتند، بهتر و عینی‌تر می‌توانند این حوادث را بازگو کنند تا کسی در صد سال دیگر. بنابراین، هرچه واسطه و تعداد راوی بیشتر شود و هرچه سنه طولانی‌تر باشد، احتمال دخل و تصرف، اشتباهایی در نسخه‌برداری، در تایپ، و... بیشتر می‌شود.

وجود ملاک‌ها نه تنها در مورد تاریخ اسلام، بلکه در مورد همه تاریخ‌ها صادق است. در تاریخ‌ نگاری اسلامی، منابع قدیمی ما که تاریخ تألیفشان به حوادث تاریخی اسلام و عصر نبوی و عصر خلفا نزدیک بوده، از جمله منابعی هستند که در قرن سوم و چهارم و بخشی از آنها هم در قرن پنجم نوشته شده‌اند. پژوهشگران چه حوزوی‌ها و چه از دانشگاهی‌ها، وقتی بخواهند در تاریخ اسلام سند و مدرک ارئه کنند، از منابع قرن سوم و چهارم ارائه می‌کنند. منابع اولیه تاریخ اسلام ما، در قرن سوم و چهارم نوشته شده است. برای نمونه «احمد بن واضح یعقوبی» که شیعه هم هست در سال (292 یا 286) فوت کرده است. بنابراین، او در اواخر قرن سوم فوت کرده و کتابش را هم پیش از آن و در نیمه‌های قرن سوم نوشته بوده است. پس تاریخ یعقوبی متعلق به قرن سوم است.

«سیرة ابن هشام» که مخصوص سیرة حضرت رسول| است در اصل برای «محمد بن اسحاق» بوده که در سال (151) فوت کرده است. عبدالملک بن هشام که معروف به «ابن هشام» در سال (218) فوت کرده است. او سیره ابن اسحاق را تلخیص و به نوعی تهذیب کرده که مه امروزه موجود است. پس این اثر هم به قرن سوم متعلق است.

«محمد بن عمر واقدی» کتابی را در باره جنگ‌های رسول خدا| نوشته است. او در سال (207) فوت کرده است. پس او کتاب را در قرن دوم نوشته است.

«ابوجعفر محمد بن جریر طبری» که بیشتر در بین اهل سنت مطرح است، «امام المورخین» لقب گرفته است، کتاب تاریخ طبری او تاریخ عمومی است؛ به عبارت دیگر فقط در مورد تاریخ اسلام مطلب بیاورده، بلکه از زمان خلقت و حضرت آدم× و آن دوران کتاب خود را  شروع کرده است. طبری در سال (310) فوت کرده است. پس کتابش را در سال (300) و در قرن سوم نوشته است. و به حوادثی که تا دو سال پیش از فوتش، یعنی تا سال (318) اتفاق افتاده اشاره کرده است. اگر قدمت منبع تاریخی و نزدیک بودن یک منبع تاریخی را به حادثه مورد نظر در نظر بگیریم، در تاریخ‌نگاری اسلامی اعتبار مربوط به منابع تاریخی قرن سوم و چهارم و قرن پنچم است. مرحوم «شیخ مفید» که کتاب «الارشاد» و کتاب «الجمل» یا «النصرت الجمل» را نوشته است. به نوعی کتاب تاریخی - کلامی محسوب می‌شود. مرحوم شیخ مفید در سال (413) فوت کرده به طور معمول، از علما با تاریخ فوت‌شان یاد می‌کنند؛ برای نمونه، می‌گویند شیخ مفید در قرن پنجم بوده است و منابع مربوط به او نیز در قره پنجم است. در مورد تاریخ زندگی ائمه^ بیشتر سراغ کتاب «الارشاد» مرحوم شیخ مفید می‌روند؛ زیرا علاوه بر عظمت مقام علمی مرحوم شیخ مفید و دقت ایشان قدمت در زندگی‌نامه ائمه^ در درجه اول اهمیت قرار می‌گیرد. طَبَرْسی یا طَبْریسی (در تلفظ این نام اختلاف است. تفریشی‌ها می‌گویند که برای «تفریش» بوده، پس باید تبریسی خوانده شود. ولی مازندرانی‌ها می‌گویند که متعلق به «طبرستان» بوده پس باید «طبرسی»خوانده شود.) «اعلام الوراء» و «اعلام الهدا» را نیز در مورد زندگی‌نامه ائمه^ نوشته است که بسیار به الارشاد شبیه است؛ زیرا بیشتر بخش‌های آن را از الارشاد گرفته است. بدین ترتیب، اگر قرار باشد بین الارشاد شیخ مفید و اعلام الوراء طبرسی به یکی از آنها استناد بکنیم، بهتر است به کدام یک باشد؟ به ارشاد استناد ‌کنیم؛ زیرا ارشاد هم از آن گرفته است. در حالی که، هر دو صادق است. بنابراین، منابعی که از قرن پنجم به بعد نوشته شده‌اند، اصالت چندانی ندارند، به ویژه کتاب‌هایی که از قرن هشتم به بعد نوشته شده‌اند. این یک ملاک اعتبار.

ملاک اعتبار دیگر، دقیق بودن، فراموشکار نبودن و ضابط بودن مورخ است؛ زیرا تاریخ‌نگاری ما به شکل حدیثی بوده است. البته در ابتدا به شکل سند بوده است ضبط و دقت داشتن در تاریخ‌نگاری بسیار لازم است.

ملاک اعتبار دیگر، بی‌طرفی و به عبارتی منصف بودن و بی‌غرض بودن مورخ است. گرایش‌های قومی، گرایش‌های مذهبی، گرایش‌های درباری و... در نوشته‌ای مورخ تأثیر ‌گذارند با وجود این، مورخ باید منصف باشد و وقایع تاریخی را آن گونه که اتفاق افتاده، بنویسد. حال ممکن است خود حاشیه بزند و نقل و نقد کند، ولی نباید اصل قضیه را کتمان کند.

این امر در تاریخ‌نگاری هم با اعتبارشناسی منابع تاریخی ارتباط دارد و هم با آسیب‌شناسی منابع تاریخی؛ در آسیب‌شناسی منابع تاریخی، این گرایش قومی، گرایش مذهبی، وابسته بودن به دربارها از آسیب‌های بزرگ تاریخ‌نگاری است. از این نظر یک مورخ از کارهایی که انجام می‌دهد، شناخت پیدا می‌کند.

یک مورخ، باید صاحبان تاریخ‌های اولیه و گرایش‌های قومی‌شان را بشناسد. با مذهب‌ و جایگاه‌ و محیط زتدگی و طرز تفکر و روش تاریخ‌نگاری‌شان آشنا باشند. برای نمونه، ابن کثیر صاحب کتاب «بدایة و النهایة» محدث بزرگی بوده است. ولی اهل شام و با یزید و معاویه بوده است. به همین دلیل در سراسر کتاب او وقتی به حادثه عاشورا می‌رسیم، به بهانه‌ای یزید را تبرئه  و اما حسین× را محکوم می‌کند.

دشمنی خاندان «زُبیر» با پیامبر| و اهل‌بیت^ همواره به صورت مورثی از نسلی به نسل بعد منتقل شد. در طول تاریخ از «زُبیری‌ها» سیره نویسان بسیاری هم تربیت یافتند. «زُبیری‌ها» غرض ورزی و دشمنی‌هایشان در حق اهل‌بیت^ بسیار به چشم می‌خورد و این نشان دهنده جانب داری‌ها و تعصب فکری آنهاست برای نمونه، در مورد داستان ازدواج خلیفه دوم با امّ‌کلثوم دختر امیرمؤنان× اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. برخی از علمای شیعه این نظریه را رد کرده‌اند و حدود چهارده کتاب مستقل در رد این قضیه نوشته‌اند. اما علمای اهل سنت موافق این نظر هستند و می‌گویند ام کلثوم با خلیفه دوم ازدواج کرده است. جالب اینجاست که یکی از راویانی که نقل کرده که این ازدواج صورت گرفته است، از زبیری‌ها است. و زبیری‌ها چون از آل علی× منحرف شده بودند، نقل آنها در این قضیه معتبر نیست؛ به عبارتی آنها بی‌غرض نیستند و بی‌شک این فضیه را با تعصب فکری و غرض‌ورزانه روایت کرده‌اند. بنابراین، گرایش‌های قومی و طایفه‌ای به اعتبار وقایع تاریخی تأثیر بسیار می‌گذارد. ابن اثیر صحب کتاب «الکامل فی التاریخ» مورخ قرن ششم هجری است که اهل موصل شمال عراق است. او در تاریخ‌نگاری خود، مطالب طبری را مبنای کار خود قرار داده است. ابن اثیر خود می‌گوید که من مطالب طبری را مبنای کار خود قرار داده‌ام، اما به نوعی آن را تکمیل کرده و مطالبی را به آن افزوده‌ام. این اثیر همچنین می‌گوید قادر به شرح وقایعی که مربوط به اختلاف‌های اصحاب رسول خدا| بوده نیستم. چرا؟ آیا این بدان معناست که ابن اثیر قسمت‌هایی از قضایا را حذف کرده است؛ ابن اثیر اهل سنت است و اهل سنت، همه صحابه را عادل می‌داند آنها به عدالت صحابه معتقد‌اند. همین گرایش قومی‌ و اندیشه‌های کلامی ابن اثیر سبب می‌شود که بگوید من آنها را نقل نکردم. خود کتاب را آوردم که عین عبارت خودش را برای شما بخوانم. او می‌گوید وقتی من کتاب تاریخ طبری را مبنا قرار دادم، «فلما فرغت من»؛ «از کتاب تاریخ طبری فارغ شدم» «اخذت غیره من التواریخ المشهورة»؛ «رفتم سراغ سایر کتاب‌های تاریخ مشهور». «فتالعتها»؛ «و آنها را مطالعه می‌کردم». «واضفت منها الی ما نقلت من تاریخ طبری ما لیس فیه»؛ «آنها را اضافه کردم، به تاریخ طبری؛ چیزهای که در تاریخ طبری نبوده» «و وضعت کل شیءٍ الی موضعه»؛ «هر چیزی را در جای خودش قرار دادم». «الا مایتعلق بما جری بین اصحاب رسول‌الله»؛ «جز حوادثی که بین اصحاب رسول خدا| گذشته است» «الا ما یتعلق بم جرا بین اصحاب رسول| فانی لم اضف الی ما نقله ابوجعفر شیئاً»؛ جز آنچه طبری نقل کرده بود، من چیزی دیگری از اختلاف‌ها و از جریان‌های که بین اصحاب رسول خدا| نگفته و چیزی به آنها اضافه نکرده‌ام، و به عنوان دلیل گفته چون آنها عادل هستند و نباید در مورد آنها صحبت کرد.

همان‌طور که گفتم منابع قدیمی ما به قرن سوم و چهارم مربوط است. هم چنین یکی از ملاک‌های اعتبار مورخ بی‌طرفی یا دست‌کم بی‌غرضی او است.

صاحب کتاب تاریخ بیهقی در سال (470) فوت کرده است. تاریخ بیهقی ناظر بر مقطعی از تاریخ آن زمان ایران است. این کتاب حجیم از نظر دقت و امانت داری زبانزد مردم است.

او در قسمتی از کتابش نوشته است: من این تاریخ پیش گرفته‌ام (من که این تاریخ را می‌خواهم بنویسم)، التزام این‌قدر بکرده‌ام (این‌قدر ملتزم شدم) تا آنکه نویسم یا از معاینه من است (آنچه می‌نویسم یا خودم دیدم با دو چشم خودم)، یا از سماع دروست از مرد ثقه (مطالبی که در این کتاب نوشته‌ام را یا خود شاهد آن بوده‌ام یا از یک شخص مورد اعتماد شنیده‌ام) این امر نشان دهنده توجه و دقت مورخ و معتبر بودن مطالب کتاب است. بیهقی در ادامه هم از «ابوریحان بیرونی» اسم می‌برد و می‌گوید من از آثار بیرونی هم استفاده کرده‌ام ابوریحان هم از او به عظمت و اعتبار وثاقت نقل می‌کنند.

«مغریضی» هم از دانشمندان مصری بوده که در سال (845) فوت کرده است. او متعلق به قرن نهم است، در مورد تاریخ تمدن مصر کتابی به نام «المباحث و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار» که به «خطط مغریضی» معروف است. این کتاب در مورد آثار و عمارت‌های مصری است و در این مورد به این کتاب استناد می‌شود. معریضی در اوایلی کتاب ارزشمند خود برای خواننده توضیح می‌دهد که برای نوشتن این اثر از سه روش استفاده کرده‌ام. ۱. «و هی الکتب المصنفة فی العلوم»؛ «از کتاب‌هایی که در علوم تصنیف شده» ۲. «و الروایه عن من ادرکت من مشیخة العلم و جلة الناس» «روایت‌های که از بزرگان و مشایخ شنیده‌ام» ۳. «و المشاهدة بما هاینته و رئیته»؛ «آنچه خود شاهد آن بوده‌ام» توضیح این مورخ نشان دهنده دقت و اعتبار اثرش است.

«مغازی واقدی» در سال (207) فوت کرده و کتابش در مورد جنگ‌های رسول‌الله| است. او که در قرن دوم زندگی می‌کرد، برای دریافت اطلاعات مربوط به جنگ‌ها با خانوادة شهدا و با بازماندگان آنها صحبت ‌کرده که به طبع اطلاعاتشان وسیع‌تر بوده است. همچنین خود او از صحنه‌های جنگ باز دید می‌کرد و به صورت میدانی، اطلاعات جمع‌آوری می‌کرده است و از این طریق به اعتبار اثرش افزوده است.

پاسخ به سؤال‌ها

1. در مورد وهابیت سؤال کردند، باید بگویم راجع به وهابیت کتاب‌های ارزشمندی نوشته شده است. یکی از بهترین کتاب‌ها «کشف الاتیاب» مرحوم «سید محسن جبل عاملی» است. در عصر حاضر، «آیت‌الله سبحانی» بهترین و بیشترین کتاب‌ها را در نقد وهابیت نوشته است.

2. سفرنامه ناصرخسرو اعتبار تاریخی فراوانی دارد.

3. پرسیده‌اند که اگر در تاریخ، تفکر قومی و مذهبی نقش مهمی دارد، پس چرا برخلاف فقه، در تاریخ فضایل روایت‌ها و فضایل عامه را ترجیح می‌دهیم و نقل مخالفان را با افتخار استناد و استفاده می‌کنیم؟ آیا این عمل با آنچه شما گفتید تعارضی ندارد؟

در پاسخ باید بگویم نه از باب الزام مخالفت می‌کنیم، از باب جدل، می‌گویند در جدل چیزی مورد قبول طرف بحث است را شما استفاده کنید و باید از مسلمات آن استفاده کنید.

4. پرسیده‌اند که بسیاری از نسخ تاریخی قطعی نیست و این معیارهای شما این نقیصه را تقویت می‌کند و مسائل تاریخی ظنّی است. با این مسئله چکار کنیم؟

شما نباید انتظار قطعیت از تاریخ داشته باشید. تاریخ قطعی نیست، بلکه ظنّی است و بی‌شک حکمی هم که یک مورخ صادر می‌کند، ظنّی است، البته ظنی که اطمینان آورد باشد. به عبارت دیگر شواهد و مدارکی که بیان می‌کند باید به گونه‌ای باشد که اطمینان آور باشد؛ برای نمونه قضات در مورد مسائل حقوقی و کیفری قضاوت و حکم صادر می‌کنند گاهی ممکن است که حکم قصاص صادر کنند، در حالی که در صحنه قتل نبوده و خود شاهد واقعه نبوده است. قاضی اطلاعات و اسناد جمع‌آوری می‌کند و از شهود اطلاعاتی را می‌گیرد و طبق آنها حکم صادر می‌کند. تاریخ هم همین گونه است؛ مورخ درباره یک قضیه داوری می‌کند و با اطلاعات و مدارکی که دارد به یک نتیجه می‌رسد. برای نمونه در جایی یک قضیه‌ای را به محمد مسلم نسبت داده‌اند. در حالی که مورخ با اطلاعاتی که در دست داشته و به این نتیجه می‌رسد که مختار در سال (66) قیام کرده و محمد مسلم در سال (57) متولد شده است. پس در تاریخ قیام مختار، محمد مسلم 9 ساله بوده است. پس معلوم می‌شود که این مطلب را جعل کرده و برای بدنام کردن مختار وارد تاریخ کردنده‌اند مورخ اینگونه موشکافی می‌کند.

5. پرسیده‌اند که آیا «یعقوبی» درباری بوده است؟ در پاسخ باید بگوییم که «یعقوبی» و «مسعودی» جهانگرد بوده‌اند آنها یک جا مستقر نمی‌شدند و به همین دلیل از فشار دربار و... مصون بودند. بیهقی هم درباری بود، ولی مغضوب واقع شد. و جریان حسنک انقلابی را نوشتند و درباری بودن در کار او تأثیری نداشت.

6. آیا ابن کثیر از تاریخ نویسان قرن دهم است؟ آری ابن کثیر از تاریخ نویسان قرن دهم و است نه ابن اثیر. ایشان از تاریخ‌نویسان قرن ششم بوده‌اند. به متفرداتش نمی‌توان اعتماد کرد و در مورد تاریخ‌نگاری نمی‌توانیم به کتاب «البدایة و النهایه» مراجعه کنیم، بلکه باید به منابع پیش از آن و به عبارتی منابع قرن چهارم و پنجم مراجعه کنیم.

7. آیا کتاب «سلیم بن قیس» جزء منابع تاریخی است؟ در مورد این کتاب حرف و حدیث بسیار است. موافق و مخالف بسیاری دارد. درباره سلیم در ماده سلیم به کتاب «معجم الرجال» مرحوم «خویی» و «قاموس الرجال» مرحوم محقق تستری مراجعه کنید. این هردو بزرگوار از سلیم بن قیس دفاع کرده‌اند.

8. منابع قدیمی را معمولاً اهل سنت نوشته‌اند. پس نمی‌تواند مورد اعتبار باشد تکلیف چیست؟ این منابع همواره تأثیر گذاری نبوده‌اند. در تاریخ‌نگاری معمولاً موارد اتهام و به عبارتی موارد سؤظن جایی است که مسئله طایفه‌ای، مانند بحث خلافت. مطرح شود، ولی در نوع قضایای تاریخی مؤلف ذی‌نفع نیست، چه شیعی باشد و چه سنی. و به همین دلیل در نقل تاریخ معمولاً مورخان به وقایعی اشاره می‌کنند که مورد دعواست. ولی مورخ در بسیاری از قضایا ذی‌نفع نیست و در آنجا، دلیلی ندارد که ما به مورخ بدبین شویم.

9. آیا «الاختصاص» منصوب به شیخ مفید است؟ شواهدی در دست است که نشان می‌دهد که این کتاب برای مرحوم شیخ مفید نیست.

10. قدیمی‌ترین و موثق ترین تاریخ درباره امام حسین× و ماجرای عاشورا کدام است؟ در حدود ده سال طول کشید تا کتابی به نام «تاریخ قیام و نهضت قیام حضرت سید الشهدا×» تدوین کنیم. این کتاب در دو جلد منتشر شده است. اطلاعات این کتاب از کتاب‌های تاریخ جمع‌آوری شده است. قدیمی‌ترین مقتل، «مقتل ابی محنف» است که خود مستقلاً از بین رفته، ولی «استاد محمدهادی یوسفی غروی» مطالب و گزارش‌های ابی‌محنف را از تاریخ طبری و ارشاد شیخ مفید و «تذکرة الخواص» «سبط بن جوزی» استخراج و تنظیم کرده که به نام «و التطف» چاپ شده است. اما قدیمی‌ترین مقتل موجود که به دست ما رسیده مقتل ابی‌محنف است. و مقتل قدیمی دیگر، روایت‌های مرحوم «شیخ صدوق» است که در کتاب‌های گوناگون ایشان بوده از ائمه^ روایت کرده است. حجت الاسلام آقای محمد صحتی روایت‌های گوناگون را از کتاب‌های مختلف مرحوم صدوق جمع آوری و استخراج کرده و این کتاب را «مقتل امام حسین×» نام نهاده است.

11. خلیفه دوم کتابت را منع کرد. پس بقیه احادیث چه شد؟ در واقع، شیعه این منع را به رسمیت نشناخت و به راه خودش ادامه داد؛ برای نمونه، امام باقر× در آن دوران زندگی می‌کرد. شاگردان امام صادق× هزاران حدیث از امام صادق× و امام باقر× نقل کرده‌اند. بنابراین، این کار خلیفه دوم هیچ تأثیری در کار شیعی نداشته است. در واقع «عمر بن عبدالعزیز» این منع را برداشت و بخش‌نامه صادر کرد. ولی فرمان وی عملیاتی نشد، بلکه آن گونه که «سیوطی» در «تاریخ الخلفا» در زندگی‌نامه «منصور دوانقی» نوشته، از سال (۱۳۴) به بعد عملیاتی شد.

12. آیا شرایط حجیت خبر واحد، آن گونه که در فقه لازم است، در تاریخ هم لازم است؟ نه، در تاریخ‌های هم مسند بوده از اول حدثنی فلان عن فلان بوده، در جاهایی که لازم است، به سند قضیه مراجعه می‌کنند. ولی هیچ کس در تاریخ، انتظار آن دقت فقهی را ندارد. در تاریخ، این‌ قدر دقت لازم نیست. فقط در مواردی که مورد سوءظن و اختلاف است و مورخان ظنین می‌شوند، در سندش دقت می‌کنند. ولی در مواردی که کسی ذی‌نفع نبوده، لازم نیست.

13. لطفاً نظرتان را در مورد قبر حضرت علی× در «مزار شریف» بفرماید؟ کسی که در مزار شریف افغانستان دفن است، شخصی است به نام «علی بن ابی طالب» ولی او یکی از علما بوده و امیر آنجا را مسلمان و شیعه کرده است. پس از فوت آن عالم، امیر برایش مقبره ساخته است و به همین دلیل با امیر المؤمنین علی بن ابی طالب× اشتباه گرفته شده است. این مطلب در کتاب «منتخب التوارخ» «ملاهاشم خراسانی» وجود دارد.

14. «شهید مطهری» بعضی از کتاب‌های تاریخی را نامعتبر دانسته از جمله «اسرار الشهادة» در این مورد توضیح دهید؟ درست است. این نوع کتاب‌ها نا معتبراند. البته این بدین معنا نیست که این کتاب‌ها از اول تا آخر دروغ است شهرت بسیار دارند و حدود ده تا کتاب در مقتل است. معمولاً احادیث و گزارش‌های نامعتبر در این کتاب‌ها وجود دارد. «اسرار الشهادات» آقای «ملا دربندی» و «ما السبطین» از جمله اینهاست و بقیه «منتخب طریحی» و «روضة الشهادة» ملاحسین کاشفی و «تزکرة الشهدای» «ملاحبیب‌الله شریف کاشانی» است.

1۵. در مورد تاریخ طبری پرسیده‌اند؟ نقدهایی را به تاریخ طبری وارد کرده‌اند که ما آنها را صددرصد نمی‌پذیریم. اهل سنت او را امام المورخین لقب داده‌اند و در مورد واقدی، باقی مانده نسل‌های شهدا بوده‌اند تا زمان واقدی و میدان جنگ هم که باقی بوده و در آن حضور می‌یافته است.

1۶. بین مورخان و حادثه تاریخی فاصله زمانی بوده، به همین دلیل تعداد راویان بسیار است. پس ما چگونه می‌توانیم به کتاب‌های تاریخ مراجعه کنیم؟

اینجاست که بحث تحلیلی در تاریخ پیش می‌آید. تحلیل در تاریخ خود به یک نشست نیاز دارد مورخان و همه آنهایی که کتاب تاریخ می‌نویسند، به‌طور مطلق مورخ نیستند. به عبارت دیگر استاد تاریخ هستند. استادان تاریخ با روش تحلیلی در تاریخ می‌توانند صحت و سقم قضایای تاریخ را بشناسند. یکی از رپش‌های تحلیلی، بررسی سند تاریخی و نیز وثاقت مورخ است.


٠٩:١٤ - شنبه ٢٩ آذر ١٣٩٣    /    شماره : ٥٧٢٩٠    /    تعداد نمایش : ٢٩٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





بازديد کنندگان اين صفحه: 70191 بازديدکنندگان امروز: 618 کل بازديدکنندگان: 3382789 زمان بارگذاری صفحه: 1/3125
قم چهار راه شهدا خیابان حجتیه تلفن 37182125-025 - تمامی حقوق این سایت برای مجتمع آموزش عالی فقه محفوظ است.